دخترای برتر و بچه های پارک (7)

یکشنبه 13 خرداد 1397 03:06 ب.ظ

نویسنده : ❣میســـــــــــــ ♡♡ کاراملـــــــــــــی❣
ارسال شده در: ✴داستان✴ ,
خب سلام...
میدونم خیلی وقته نزاشتم این قسمتو ولی واقعا معذرت :|
برای قسمت بعد 8 نظر کامل میخواماااا
فعلا برید ادامه ⊙~⊙
خب فعلا یکم فیلم واقعی مون رو میبریم جلووووووو
تااااااا وقتی ک هسابی یه شب سر بارکن خونشونه و پونان و ابورل هم جلوی بالکن خونه هسابی اینا ^^
پونان داد زد و گفت:ابورل هسابی اومده..
_هسابی ابورل داره میگ هسابی عشق من 
ابورل هم گفت:هسابی دروغ میگ 
هسابی :وای پونان منو دیوونه کردی تو....چثدر تیک میندازی آخ ⊙____⊙
دوباره یکم فیلمو میاریم جلوووووو
تااااا وقتی ک هسابی و ابورل کلاس شیشمشون تموم شد و سال 97 هم رفته بود و خرداد سال 97 بود ^^
اسیلا رفت در خونه هسابی و زنگ رو زد...پهسابی از پنجره خونشون :بفرما :)
اسیلا:هسابی بیا پارک....ابورل هم هست
گفتم باش
هسابی سریع حاضر شد و رفت در خونه اسیلا...
اسبلا هم توپش رو آورد تا والیبال کنن
ابورل و یکی از دوستای ابورل ک هسابی و اسیلا بهش میگفتن عدد پنجی رفتن توپ ابورل رو آوردن و والیبال رو شروع کردن
یهو پونان و شامپو اومدن (درباره دوستشون ک بهش میگن شامپو گفتم)
یهو عدد پنجی توپ رو انداخت واسه ابورل ولی ابورل نتونست اون رو بگیره و توپ رفت پیش هسابی
هسابی هم توپ رو گرفت و آورد بالا ک دید ....وا 
همه دارن نگا هسابی میکنن ک ببینن توپ رو واسه کی میندازه
هسابی هم خب ابورل رو خیلی دوست داشت بخاطر همینم توپ رو واسه ابورل انداخت..
بیچاره عدد پنجی فک کنم فک کرده هسابی برا اون میندازه ^^
دوباره توپ رفت پیش هسابی و ایندفعه دیگ نگرفتش ک بندازش بلکه با پاش گرفتش و شوتش کرد طرف ابورل 
هسابی نگا پونان کرد و پونان یه چشمک بهش زد و اشاره کرد به ابورل :))))
هسابی هم خندید ##
و فردای اون روز......
خب فعلا 8 نظر بدید تا ادامش رو بزارم



دیدگاه ها : نظر میخوام
برچسب ها: دخترای برتر و بچه های پارک ,
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 خرداد 1397 03:19 ب.ظ



ftfg.mb